تبليغاتX
برخاسته از ذهن آشفته

6 صبح روز يكشنبه، 15ام مرداد، ‌به همراه برادرم، خشايار،‌ تهران رو به قصد 5 روز مسافرت ترك كرديم! مسافرتي كه در نوع خودش جالب بود. اونچه كه گذشت؛

يكشنبه 15ام – 07:30 – آبعلي

10:30 – جنگل كلرد (آمل)

11:45 – ساحل خصوصي! (محمود آباد)

12:37 – بابلسر

14:42 – جنگل دلند (گرگان)

17:50 – جنگل گلستان

18:48 – دشت آشخانه (نيمه كويري)

19:40 – بجنورد (منزل)

دوشنبه 16ام – 11:25 – بجنورد

12:57 – قوچان

14:00 – مشهد (خونه ي خاله)

17:30 – شروع مراسم عروسي (عروسي دختر خاله)

18:45 – دندون 5 بالا از چپم شكست! (جاي واستاده مگه دندون مي شكنه؟)

22:10 – يك شام عذاب آور!!

سه شنيه 17ام – 02:20 – پايان مراسم عروسي

03:45 – پايان مراسم عروس كشون (زير كاف، به دلخواه خودتون ضمه يا كسره بذاريد!)

08:10 – يك صبحانه ي دسته جمعي!

17:30 – شروع مراسم پاتخت(!!) – اولين پاتخت غير زنونه اي بود كه مي ديدم!

21:00 – شروع رقص هاي ژانگولري!! – مجري: من!!

چهارشنبه 18ام – 01:15 پايان بزن برقص!

08:50 – يك صبحانه ي نيمه دسته جمعي!

09:50 – ميدان پارك مشهد (به قول خودشون: فلكه ي پارك!)

12:00 – بجنورد (منزل)

18:40 – پارك جنگلي باباامان (بجنورد)

پنج شنبه 19ام – 17:20 – مركز سمپاد – با دوستان قديمي – مشاوره ي انتخاب رشته!

19:30 – پيتزا كنج! – با يك دوست قديمي.

21:50 – منزل

جمعه 20ام – 07:30 – بجنورد (منزل)

10:24 – جاده ي كويري جاجرم

11:50 – كالشور (درياچه ي نمك – نزديك ميامي – استان سمنان)

14:20 – كلوت گرمسار

15:40 – تهران (منزل)

اين هم به روايت تصويرش!

 

كوير آشخانه  درياي محمودآباد  جنگل كلرد

كوير آشخانه                        درياي محمودآباد                        جنگل كلرد

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 12:58 توسط ذهن آشفته |

چندي پيش به همراه دوست خوبم، حامد، در كتابفروشي هاي انقلاب مي چرخيديم كه كتابي رو با عنوان "Eat The Frag!" ديديم. چندي بعد، حامد ترجمه ي اين كتاب رو با عنوان "قورباغه را قورت بده!" خريد. اين كتاب كه نوشته اي از برايان تريسي است، 21 روش مديريتي براي غلبه بر تنبلي و انجام بيشترين كار در كمترين زمان رو بيان مي كند. پس از اينكه حامد كتاب رو خوند، اون رو در ازاي كتاب "چه كسي پنير مرا برداشت؟" به من داد؛ چيزي حدود 5 يا 6 ماه پيش! پس از امتحانات، مطالعه ي اين كتاب رو در برنامه ي تابستان خودم قرار دادم و خيلي سريع شروع به خوندن كردم.

در كتاب به اين مسائل اشاره شده؛ اينكه اهداف خودمون رو مشخص كنيم؛ روي اهداف اصلي تمركز كنيم؛ براي كارهامون به صورت روزانه، هفتگي و حتي ماهانه برنامه ريزي كنيم؛ كارهامون رو بر حسب اهميتي كه دارن، تقسيم بندي كنيم؛ پيش از شروع هر كاري، مقدماتش رو كاملاً فراهم كنيم؛ كارهاي بزرگ رو مرحله بندي كنيم و مهمترين نكته اينكه؛ در هر برنامه ريزي، از مهمترين كار شروع كنيم. نكات ديگري هم در اين كتاب جزو 21 روش مذكور قرار گرفته اند. اينكه؛ هميشه يك شاگرد بمانيد؛ استعدادهاي منحصربفرد خودتون رو شناسايي و تقويت كنيد؛ در كارها، مرحله به مرحله عمل كنيد؛ هميشه وقتي رو براي استراحت مطلق و سازنده اختصاص بدهيد؛ سرعت انجام كارها رو افزايش بدهيد و ...

برايان تريسي در اين كتاب، كارها رو به قورباغه هايي تشبيه مي كنه كه بايد خورده بشن! پس پيشنهاد مي كنه كه هميشه، بزرگترين و زشت ترين قورباغه رو پيش از همه قورت دهيد! با اين كار، قورت دادن ديگر قورباغه هاي كوچك، كار سختي براي شما نيست!

تقريباً همزمان با مطالعه ي اين كتاب بود كه دچار مشكلات مالي در نشرفن شده بودم. با نااميد شدن از بخش بازرگاني و جذب اسپانسر و همين طور كمك مسئولين دانشگاه، تصميم گرفتم كه سازماندهي برنامه ي نيمه جون آموزشي رو كه هنوز مرتب نشده بود، به عنوان اولين و بزرگترين قورباغه ي خودم در نظر بگيرم! صبح 15ام تيرماه، حامد به عنوان دبير انجمن علمي، سيد صابر، مديرعامل شركت ساميكس و خودم كه عضوي از هردوي اينها هستم، جلسه اي گذاشتيم و رسماً پروژه ي برگزاري دوره هاي آموزشي رو شروع كرديم. با پيگيري هاي ما و كمك مابقي بچه ها، امروز در حاليكه هنوز يك روز از مهلت ثبت نام مونده، ظرفيت كلاس هاي ما تكميل شده و از فردا دوره ها شروع مي شوند!

از صبح فردا براي تقريباً 5 روز به مسافرت ميرم و هفته ي آينده ي دوباره كارها رو ادامه ميدم. پرداخت بدهي نشرفن از محل درآمدهاي دوره ها، كار من رو در اين پروژه به پايان مي رسونه و بايد شروع به قورت دادن قورباغه ي بعدي بكنم. در مورد قورباغه ي بعدي، حتماً‌ خواهم نوشت. به شما هم پيشنهاد مي كنم اونها رو هرچه سريعتر قورت بديد، تا "طعم لذت بخش يك قورباغه" رو بچشيد!

 

پي نوشتي بدون شرح:

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 15:46 توسط ذهن آشفته |